اثر ادبی

شمارهٔ ۲۲۵

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
♡
۰

عجب شکسته‌دل و زار و ناتوان شده‌ام!

چنان که هجر تو می‌خواست، آنچنان شده‌ام

۱

تو آفتابی و من ذره، ترک مهر مکن

که در هوای توام، گر بر آسمان شده‌ام

۲

به گفت‌وگوی تو افسانه گشته‌ام همه‌جا

به جست‌وجوی تو آواره جهان شده‌ام

۳

خدای را، دگر، ای باد، سوی من مگذر

که من به کوی کسی خاک آستان شده‌ام

۴

چه گویم از تن بیمار و کنج محنت خویش؟

به تنگنای لحد مشت استخوان شده‌ام

۵

دلم ز شادی عالم گرفته است ولی

غمی که از تو رسیده است شادمان شده‌ام

۶

از آن شده است، هلالی، دلم شکاف‌شکاف

که ناوک غم و اندوه را نشان شده‌ام

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…