اثر ادبی

شمارهٔ ۲۳۳

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
♡
۰

عیدست، برون آی، که حیران تو گردم

قربان خودم ساز، که قربان تو گردم

۱

خاکم برهت، جلوه کنان، رخش برانگیز

تا خیزم و گرد سر میدان تو گردم

۲

جمعیت آسوده دلان از دل جمعست

جمعیت من آن که، پریشان تو گردم

۳

زین گونه که از شادی وصلت خبری نیست

مشکل که خلاص از غم هجران تو گردم

۴

من عاجزم از خدمت مهمان خیالت

این خود چه خیالست که مهمان تو گردم؟

۵

تا یافتم از شادی وصل تو حیاتی

ترسم که: هلاک از غم هجران تو گردم

۶

بر خاک درت من که و تشریف غلامی؟

ای کاش! توانم سگ دربان تو گردم

۷

گفتی که: بجان بنده ما باش، هلالی

تا جان بودم بنده فرمان تو گردم

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…