۰
ز پیر میکده عمری در التماس شدم
که خاک درگه دیر فلک اساس شدم
۱
غم مرا بغم دیگران قیاس مکن
که من نشانه غمهای بی قیاس شدم
۲
مرا ز حسن تو صنع خدای ظاهر شد
ترا شناختم، آنگه خداشناس شدم
۳
سپاس عید بود پاس نقل و باده و جام
هزار شکر که مشغول این سپاس شدم!
۴
پلاس فقر، هلالی، لباس فخر منست
من از برای تفاخر درین لباس شدم
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.