اثر ادبی

شمارهٔ ۲۳۴

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
♡
۰

ز پیر میکده عمری در التماس شدم

که خاک درگه دیر فلک اساس شدم

۱

غم مرا بغم دیگران قیاس مکن

که من نشانه غمهای بی قیاس شدم

۲

مرا ز حسن تو صنع خدای ظاهر شد

ترا شناختم، آنگه خداشناس شدم

۳

سپاس عید بود پاس نقل و باده و جام

هزار شکر که مشغول این سپاس شدم!

۴

پلاس فقر، هلالی، لباس فخر منست

من از برای تفاخر درین لباس شدم

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…