اثر ادبی

شمارهٔ ۲۳۶

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
♡
۰

دو روز شد که ز درد فراق بیمارم

ازین دو روزه حیاتی که هست بیزارم

۱

چو لاله سینه من چاک شد، بیا و ببین

که از تو بر دل پر خون چه داغها دارم؟

۲

مرا ز گریه مکن منع، ساعتی بگذار

که زار زار بگریم، که عاشق زارم

۳

رسید جان بلب و نیست غیر ازین هوسم

که آیم و بسگان در تو بسپارم

۴

خلاصی من از آن قید زلف ممکن نیست

که در کمند بلای سیه گرفتارم

۵

بجلوه گاه بتان می روم، سرشک فشان

بباغ سنگدلان تخم مهر می کارم

۶

هلالی، از غم یارست روز من شب تار

چه شد که صبح شود یک نفس شب تارم؟

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…