اثر ادبی

شمارهٔ ۲۳۹

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
♡
۰

عمر رفته است و کنون آفت جانی دارم

گشته ام پیر، ولی عشق جوانی دارم

۱

چاره ساز دل و جان همه بیمارانی

چاره ای ساز، که من هم دل و جانی دارم

۲

کاش! چون لاله، دل تنگ مرا بشکافی

تا بدانی که چه سان داغ نهانی دارم؟

۳

بر همه خلق یقین شد که: وفا نیست ترا

لیک من از طمع خویش گمانی دارم

۴

بنده ام خواندی و داغم چو سگان بنهادی

زین سبب در همه جا نام و نشانی دارم

۵

ملک عشق تو جهانیست که پایانش نیست

من درین ملکم و غوغای جهانی دارم

۶

جان من، شرح المهای هلالی بشنو

که درین واقعه جانسوز بیانی دارم

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…