اثر ادبی

شمارهٔ ۲۴۲

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
♡
۰

بخاک من گذری کن، چو در وفای تو میرم

که زنده گردم و بار دگر برای تو میرم

۱

نهادم از سر خود یک بیک هوی و هوس را

همین بود هوس من که: در هوای تو میرم

۲

دل از جفای تو خون شد، روا مدار که عمری

دم از وفا زنم و آخر از جفای تو میرم

۳

تویی که: جان جهانی فزاید از لب لعلت

منم که هر نفس از لعل جانفزای تو میرم

۴

بحال مرگم و سوی تو آمدن نتوانم

تو بر سرم قدمی نه، که زیر پای تو میرم

۵

رو، ای رقیب، ز کویش، که ترک جان نتوانی

تو جای خویش بمن ده، که من بجای تو میرم

۶

مرا بخواری ازین در مران بسان هلالی

گذار، تا چو سگان بر در سرای تو میرم

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…