اثر ادبی

شمارهٔ ۲۵۳

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
♡
۰

گر بخاکم گذرد یوسف گل پیرهنم

بوی پیراهن یوسف شنوند از کفنم

۱

بفراق تو گرفتار ترم روز بروز

کس باین روز گرفتار مبادا که منم!

۲

کوه غم گشتم و هر لحظه کنم سینه خویش

طرفه حالیست که هم کوهم و هم کوه کنم!

۳

لب ببستم ز سخن، ای گل خندان، که مباد

مردمان بوی تو یابند ز رنگ سخنم

۴

هر کسی در چمنی هم نفس سیم تنی

من و کنج غم و در سینه همان سیم تنم

۵

نکنم یاد بهار و نروم سوی چمن

چه کنم؟ دل نگشاید ز بهار و چمنم

۶

گر دلم رفت، هلالی، گله از دوست خطاست

دل چه باشد؟ که اگر جان برود دم نزنم

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…