اثر ادبی

شمارهٔ ۲۵۴

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
♡
۰

هر شبی گویم که: فردا ترک این سودا کنم

باز چون فردا شود امروز را فردا کنم

۱

چون مرا سودایت از روز نخستین در سرست

پس همان بهتر که آخر سر درین سودا کنم

۲

ای خوشا! کز بیخودیها سر نهم بر پای او

بعد از آن از شرم نتوانم که سر بالا کنم

۳

ای که میگویی: دل گم گشته خود را بجوی

من که خود گم گشته ام او را کجا پیدا کنم؟

۴

بس که خوارم، از سگانت شرم می آید مرا

چند خود را در میان مردمان رسوا کنم؟

۵

من کیم تا از غلامان تو گویم خویش را؟

من چه سگ باشم که در خیل سگانت جا کنم؟

۶

عاشق مستم، هلالی، مجلس رندان کجاست؟

تا دل و جان را فدای ساقی زیبا کنم

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…