۰
بهار میرسد، اما بهار را چه کنم؟
چو نیست گلرخ من، لاله زار را چه کنم؟
۱
باختیار توانم که: راز نگشایم
فغان و ناله بی اختیار را چه کنم؟
۲
اگر چه روی تو خورشیدوار جلوه نماست
سیاه رویی شبهای تار را چه کنم؟
۳
قرار عاشق بیدل بصبر باشد و بس
چو صبر نیست دل بی قرار را چه کنم؟
۴
گرفتم این که: شب از می دمی بیاسایم
علی الصباح بلای خمار را چه کنم؟
۵
هلالی، این همه غم را توان کشید، ولی
غم غریبی و هجران یار را چه کنم؟
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.