۰
تا کی به درت آیم و دیدار نبینم؟
صد بار تو را جویم و یک بار نبینم
۱
گویا حرم کوی تو کعبه است و در آنجا
هر چند روم جز در و دیوار نبینم
۲
دانی که مرا بزمگه عیش کدامست؟
جایی که تو را بینم و اغیار نبینم
۳
یارب، چه شود گر من بیدل به همه عمر
یک بار تو را بر سر بازار نبینم
۴
امروز درین شهر دلی نیست که او را
در دام بلای تو گرفتار نبینم
۵
او میرود و جمع رقیبان ز قفایش
تا شیوه آن قامت و رفتار نبینم
۶
خورشید لطافت رخ یارست، هلالی
آن روز مبادا که رخ یار نبینم
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.