اثر ادبی

شمارهٔ ۲۷۱

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
♡
۰

از پی آن دلبر شیرین شمایل می‌روم

دل پی او رفت و من هم از پی دل می‌روم

۱

می‌روم نزدیک آن قصاب و گو: خونم بریز

من هلاک قتل خویشم، سوی قاتل می‌روم

۲

گر زند تیغ، از سر کویش نخواهم رفت، لیک

چند گامی همچو مرغ نیم بسمل می‌روم

۳

چون به کوی او روم ترسم رقیبان پی برند

زانکه من در گریه خود پای در گل می‌روم

۴

ای که می‌گویی: برو، تحصیل درس عشق کن

می‌روم، اما پی تحصیل حاصل می‌روم

۵

وادی درد و بلا در عشق هر یک منزل‌ست

کرده‌ام عزم سفر، منزل، به منزل می‌روم

۶

می‌روم سویش به استقبال و خوشحالم که باز

می‌رسد اقبال و من هم در مقابل می‌روم

۷

در ره عشق، ای هلالی، از من آگاهی مجو

زانکه من این راه را بسیار غافل می‌روم

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…