اثر ادبی

شمارهٔ ۲۷۲

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
♡
۰

عید شد، بخرام، تا مدهوش و حیرانت شوم

خنجر عاشق کشی برکش، که قربانت شوم

۱

قتل عاشق را مناسب نیست شمشیر اجل

سوی من بین تا هلاک تیر مژگانت شوم

۲

شد تن خاکی غبار و بر سر راهت نشست

عزم جولان کن! که خیزم، خاک میدانت شوم

۳

جلوه ای بنما و جولان ده سمند ناز را

تا خراب جلوه و مدهوش جولانت شوم

۴

مدتی شد سرفراز بزم وصلت بوده ام

بعد ازین مگذار تا پامال هجرانت شوم

۵

گوشه چشمی، که دل را جمع سازم اندکی

تا بکی آشفته زلف پریشانت شوم؟

۶

چون هلالی سنگ طفلان می خورم در کوی تو

من سگ کویم، چه حد آنکه مهمانت شوم؟

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…