اثر ادبی

شمارهٔ ۲۷۶

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
♡
۰

ای که از خوبان مراد ما تویی مقصود هم

چون تویی هرگز نبودست و نخواهد بود هم

۱

تا به سودای تو افتادیم در بازار عشق

از زیان هر دو عالم فارغیم، از سود هم

۲

بس که بخت بد مرا سرگشته دارد چون فلک

از فلک ناشادم و از بخت ناخشنود هم

۳

گرد راهش گر برویم گل نخواهد کرد عشق

چشم من گریان چرا شد، چهره گردآلود هم؟

۴

آخر، ای آرام جان‌ها، رحمتی فرما که من

سینه مجروح دارم، جان غم فرسود هم

۵

سوز خود را چون نهان دارم؟ کزان رخسار و زلف

در دل افتاد آتش و از جان برآمد دود هم

۶

چون دل زار هلالی بی تو افغان برکشید

چنگ بر درد دلش در ناله آمد، عود هم

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…