اثر ادبی

شمارهٔ ۲۷۹

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
♡
۰

بحمدالله! که جان بر باد رفت و خاک شد تن هم

ز پند دوست فارغ گشتم و از طعن دشمن هم

۱

دلا، صبری کن و زین سان مرو هر دم بکوی او

کزین بی طاقتی آخر تو رسوا می شوی، من هم

۲

ازین غیرت که: ناگه سایه او بر زمین افتد

نمی خواهم که شب مهتاب باشد، روز روشن هم

۳

شدم دیوانه و طفلان کشندم دامن از هر سو

گریبانم ز دست عاشقی چاکست و دامن هم

۴

چه گویم درد خود با کوهکن دردی که من دارم

نه تاب گفتنش دارم، نه یارای شنیدن هم

۵

شکستی در دلم خاری و می گویی: برون آرم

بدین تقریب می خواهی که ماند زخم و سوزن هم

۶

دل و جان هلالی پیش پیکانت سپر بادا

که ابرویت کماندارست و چشمت ناوک افگن هم

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…