۰
خراب یک نظر از چشم نیم خواب توایم
بحال ما نظری کن، که ما خراب توایم
۱
سؤال ما بتو از حد گذشت، لب بگشا
که سالهاست که در حسرت جواب توایم
۲
چه حد آن که توانیم هم عنان تو شد؟
همین سعادت ما بس که: در رکاب توایم
۳
عتاب تو کشد و ناز تو هلاک کند
هلاک ناز تو و کشته عتاب توایم
۴
عجب نباشد اگر از لبت بکام رسیم
که مست باده نازی و ما کباب توایم
۵
ز مهر روی تو داریم داغها بر دل
ستاره سوخته از تاب آفتاب توایم
۶
من و هلالی ازین در بهیچ جا نرویم
چرا که همچو سگان بسته طناب توایم
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.