۰
ای گل، از شکل تو با ناز و خرامت گویم
هر چه گویم همه داری، ز کدامت گویم؟
۱
تو پری، یا ملکی؟ یا مه اوج فلکی؟
حیرتم سوخت، ندانم، بچه نامت گویم؟
۲
قد برافراختی و سرو بلندت گفتم
رخ برافروز، که تا ماه تمامت گویم
۳
کی توانم که: کنم پیش تو آغاز کلام؟
من که هرگز نتوانم که سلامت گویم
۴
در مقامی که دم از افسر جمشید زنند
بنده از خاک کف پای غلامت گویم
۵
پاسبان ساز بدین دولت بیدار مرا
تا غم خود همه شب با در و بامت گویم
۶
ساقیا، جام بکف هوش هلالی بردی
یارب! از جام لبت یا لب جامت گویم؟
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.