اثر ادبی

شمارهٔ ۲۹۲

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
♡
۰

من گرفتار و تو در بند رضای دگران

من ز درد تو هلاک و تو دوای دگران

۱

گنج حسن دگران را چه کنم بی رخ تو؟

من برای تو خرابم، تو برای دگران

۲

خلوت وصل تو جای دگرانست، دریغ!

کاش بودم من دل خسته بجای دگران

۳

پیش ازین بود هوای دگران در سر من

خاک کویت ز سرم برد هوای دگران

۴

پا ز سر کردم و سوی تو هنوزم ره نیست

وه! که آرد سر من رشک بپای دگران

۵

گفتی: امروز بلای دگران خواهم شد

روزی من شود، ای کاش! بلای دگران

۶

دل غمگین هلالی بجفای تو خوشست

ای جفاهای تو خوشتر ز وفای دگران

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…