اثر ادبی

شمارهٔ ۲۹۴

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
♡
۰

صبح امید همانست و رخ یار همان

تار آن طره شبرنگ و شب تار همان

۱

نیست چون هیچ تفاوت ز رقیبان با من

پیش تو یار همان باشد و اغیار همان

۲

طی شد افسانه هر عاشق و معشوق، که بود

قصه ما و تو در کوچه و بازار همان

۳

همره غیر چو باشی دلم آزرده مکن

جان من، بس بود آزار دل زار همان

۴

گویم، ای شوخ، بدیوار غم دل پس ازین

با تو گفتن چو همانست و بدیوار همان

۵

دل و دین باخت هلالی بتمنای وفا

و آن جفا جوی باو بر سر آزار همان

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…