اثر ادبی

شمارهٔ ۲۹۶

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
♡
۰

مشکل غمی‌ست عشق، که گفتن نمی‌توان

وین مشکل دگر که: نهفتن نمی‌توان

۱

غم‌های عاشقان، همه گفتند پیش یار

ما را عجب غمی‌ست که گفتن نمی‌توان

۲

دندان به قصد لعل لبش تیز چون کنم؟

کان لعل گوهری‌ست، که سفتن نمی‌توان

۳

خون بسته غنچه‌وار دل تنگم از فراق

دلتنگم آن چنان که شکفتن نمی‌توان

۴

در خون نشست چشم هلالی، که از رهت

گردی به دامن مژه رفتن نمی‌توان

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…