اثر ادبی

شمارهٔ ۲۹۷

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
♡
۰

منم، چون غنچه، در خوناب زان گل برگ تر پنهان

دلم صد پاره و هر پاره در خون جگر پنهان

۱

تماشای رخش، در دیده خوابی بود، پنداری

که من تا چشم وا کردم شد از پیش نظر پنهان

۲

طبیبا، داغهای سینه را صد بار مرهم نه

که دارم در ته هر داغ صد داغ دگر پنهان

۳

خط سبزی که خواهد رست از آن لب چیست میدانی؟

برای کشتن من زهر دارد در شکر پنهان

۴

مگو: تا زنده باشی عشق را از خلق پنهان کن

که راز عاشقی هرگز نماند این قدر پنهان

۵

نه تنها آشکارا داغ عشقت سوخت جان من

بلای عشق جانسوزست، اگر پیدا و گر پنهان

۶

هلالی را چه سود از عشق پنهان داشتن در دل؟

چو در عالم نخواهد ماند آخر این خبر پنهان

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…