۰
اگر برای تو مردن، چه باک از آن مردن؟
هزار بار برای تو می توان مردن
۱
بروز وصل تو دانی که چیست حالت ما؟
نفس نفس بتودیدن، زمان زمان مردن
۲
زمان عشق و جوانیست مرگ من مطلب
که مشکلست بصد آرزو جوان مردن
۳
بر آستان تو جان می دهم، چه بهتر ازین؟
سعادتست بر آن خاک آستان مردن
۴
خدای را، که دگر ناگهان برون مخرام
وگرنه پیش تو خواهیم ناگهان مردن
۵
تو و گرفتن تیر و کمان بقصد شکار
من و ز دیدن آن تیر و آن کمان مردن
۶
بخاک پای تو مردن حیات اهل دلست
هزار جان هلالی فدای آن مردن
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.