اثر ادبی

شمارهٔ ۲۹۹

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
♡
۰

اگر برای تو مردن، چه باک از آن مردن؟

هزار بار برای تو می توان مردن

۱

بروز وصل تو دانی که چیست حالت ما؟

نفس نفس بتودیدن، زمان زمان مردن

۲

زمان عشق و جوانیست مرگ من مطلب

که مشکلست بصد آرزو جوان مردن

۳

بر آستان تو جان می دهم، چه بهتر ازین؟

سعادتست بر آن خاک آستان مردن

۴

خدای را، که دگر ناگهان برون مخرام

وگرنه پیش تو خواهیم ناگهان مردن

۵

تو و گرفتن تیر و کمان بقصد شکار

من و ز دیدن آن تیر و آن کمان مردن

۶

بخاک پای تو مردن حیات اهل دلست

هزار جان هلالی فدای آن مردن

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…