اثر ادبی

شمارهٔ ۳۱۲

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
♡
۰

دل خون شد از امید و نشد یار یار من

ای وای! بر من و دل امیدوار من

۱

ای سیل اشک، خاک وجودم بباد ده

تا بر دل کسی ننشیند غبار من

۲

از جور روزگار چه گویم؟ که در فراق

هم روز من سیه شد و هم روزگار من

۳

زین پیش صبر بود دلم را، قرار نیز

یارب، کجا شد آن همه صبر و قرار من؟

۴

نزدیک شد که خانه عمرم شود خراب

رحمی بکن، و گر نه خرابست کار من

۵

گفتی: برو، هلالی و صبر اختیار کن

وه! چون کنم؟ که نیست بدست اختیار من

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…