اثر ادبی

شمارهٔ ۳۱۸

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
♡
۰

گفتیم: چون زنده مانی در غم هجران من؟

خواستم مرگ خود، اما بر نیامد جان من

۱

درد من عشقست و درمانش بغیر از صبر نیست

چون کنم؟ کز درد مشکل تر بود درمان من

۲

من خود از جان بنده ام فرمان عشقت را، ولی

تا چه فرماید مرا این بخت نافرمان من؟

۳

شمه ای ناگفته از سوز دلم، شهری بسوخت

آه! اگر ظاهر شود این آتش پنهان من!

۴

وه! چه روی آتشینست آن؟ که گاه دیدنش

شعله ها، پندارم افتادست در مژگان من

۵

بس که من مدهوش و حیرانم ز چشم مست او

هر کرا چشمیست می باید شدن حیران من

۶

چون هلالی گوشه چشمی گدایی میکنم

گه گهی سوی گدای خود نگر، سلطان من

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…