اثر ادبی

شمارهٔ ۳۲۱

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
♡
۰

بهر خون ریز دلم، ترک کمان ابروی من

راست چون تیر آمد و بنشست در پهلوی من

۱

شب دل گم گشته می جستم بگرد کوی او

گفت: ای بیدل، چه میجویی بگرد کوی من؟

۲

پیش و پس تا چند در روی رقیبان بنگری؟

روی ایشان را مبین، شرمی بدار از روی من

۳

از تو این قیدی که من دارم، خلاصی مشکلست

کز خم زلف تو زنجیریست بر هر موی من

۴

چشمت از مستی فتد هر گوشه ای، در حیرتم

زین که هرگز گوشه چشمت نیفتد سوی من

۵

چین ابروی تو نتوانم کشیدن بیش ازین

کز کمانت عاجز آمد قوت بازوی من

۶

با تو چون گوید هلالی: ظلم و بدخویی مکن

هر چه میخواهی بکن، ای ظالم بدخوی من

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…