اثر ادبی

شمارهٔ ۳۳۴

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
♡
۰

خاکم بره پیک حریم حرم او

باشد که بجایی برسم در قدم او

۱

بر داغ دلم مرهم راحت مگذارید

تا کم نشود راحت درد و الم او

۲

زین گونه که بر من ستم دوست خوش آید

خوش نیست که بر غیر من آید ستم او

۳

می سوزم و این آه جگر سوز دلیلست

کز جان و دلم دود برآورد غم او

۴

داریم امید کرم از یار، ولیکن

دیدیم ستمها و امید کرم او

۵

از تیغ تو صد کشته شود زنده بیک دم

گویا دم جان پرور عیسیست دم او

۶

گفتم که: هلالی ز غمت سوی عدم رفت

گفتا: چه تفاوت ز وجود و عدم او؟

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…