اثر ادبی

شمارهٔ ۳۳۷

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
♡
۰

روزم از بیم رقیبان نیست ره در کوی او

شب روم، لیکن چه حاصل چون ببینم روی او؟

۱

او بقتلم شاد و من غمگین، که گاه کشتتم

ناگه آزاری نبیند ساعد و بازوی او

۲

دارد آن ابرو کمان پیوسته بر ابرو گره

از گره گویی بهم پیوسته شد ابروی او

۳

من که در پهلوی او خود را نمیخواهم ز رشک

دیگری را چون توانم دید در پهلوی او؟

۴

گرچه بس دورم، ولی هر جا که منزل میکنم

می‌نشینم رو به‌ کوی یار و خاطر سوی او

۵

ما چو از هر سو به خاک کویش آوردیم رو

بعد ازین روی نیاز ما و خاک کوی او

۶

تا هلالی را فراقت چنگ بزم درد ساخت

ناله دیگر برون می‌آید از هر موی او

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…