اثر ادبی

شمارهٔ ۳۳۸

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
♡
۰

چند سوزی داغها بر دست؟ آه از دست تو

گاه از داغ تو مینالیم و گاه از دست تو

۱

تا ترا بر دست ظاهر شد سیاهی های داغ

روزگار دردمندان شد سیاه از دست تو

۲

تو نهاده داغها بر دست چون گلدسته ای

من بخود پیچیده چون شاخ گیاه از دست تو

۳

مردم از داغ و دگر چون خار و خاشاکم مسوز

تا نسوزد خرمن من همچو کاه از دست تو

۴

این چه بیدادست؟ کز هر جانب، ای سلطان حسن

داد میخواهد چو من صد داد خواه از دست تو

۵

هیچ دانی چیست این داغ سیه بر روی ماه؟

عارض خود را سیه کردست ماه از دست تو

۶

بیش ازین از داغ نومیدی هلالی را مسوز

چند سوزد دردمند بی گناه از دست تو؟

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…