اثر ادبی

شمارهٔ ۳۴۱

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
♡
۰

لیلی و مجنون اگر میبود در دوران تو

این یکی حیران من میگشت و آن حیران تو

۱

دامن خود را بکش امروز از دست رقیب

ورنه چون فردا شود دست من و دامان تو

۲

زخم پیکان ترا مرهم چرا باید نهاد؟

گر کسی مرهم نهد، باری، هم از پیکان تو

۳

کی ز میدان تو برخیزم؟ که بعد از کشتنم

گرد من هم برنخواهد خاست از میدان تو

۴

محنت روز قیامت بر من آسان بگذرد

زین عقوبت ها که دیدم در شب هجران تو

۵

ای که از ناز عتاب آلوده می کشتی مرا

وای! اگر ظاهر نمی شد خنده پنهان تو!

۶

در غم هجران، هلالی، صبر کن تدبیر چیست!

هیچ تدبیری ندارد درد بی درمان تو

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…