اثر ادبی

شمارهٔ ۳۴۴

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
♡
۰

بیا، تا نقد جان را برفشانم در هوای تو

بنه پا بر سرم، تا سر نهم بر خاک پای تو

۱

معاذالله! مرا در دادن جان نیست تقصیری

نه یک جان بلکه گر صد جان بود، سازم فدای تو

۲

مرا تا مبتلا کردی، اسیر صد بلا کردی

که، یارب، هیچکس هرگز نگردد مبتلای تو!

۳

تو، ای نازک دل، آخر با جفا آزرده می گردی

مبادا آنکه باشد آه سردی در قفای تو!

۴

ازان لب جان مده کس را، وگر خواهی که جان بخشی

مرا، باری، که من جان داده ام عمری برای تو

۵

مکن اظهار شکر از شیوه مهر و وفای من

که اینها نیست هرگز در خور جور و جفای تو

۶

هلالی را بشمشیر تغافل بی گنه کشتی

گناه خود نمی داند، تو دانی و خدای تو

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…