۰
مردم ازین الم: که نمردم برای تو
ای خاک بر سرم، که نشد خاک پای تو!
۱
گر اختیار مرگ بدستم دهد قضا
روزی هزار بار بمیرم برای تو
۲
غم نیست گر ز مهر تو دل پاره پاره شد
ای کاش! ذره ذره شود در هوای تو
۳
گویم دعا و عمر ابد خواهم از خدا
تا عمر خویش صرف کنم در دعای تو
۴
در آرزوی آنکه: بمن آشنا شوی
آمیختم بهر که بود آشنای تو
۵
جای تو در حریم وصالست، ای رقیب
ای کاش! بودمی، من بیدل، بجای تو
۶
از پادشاهی همه آفاق خوشترست
این سلطنت که: گشت هلالی گدای تو
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.