اثر ادبی

شمارهٔ ۳۴۶

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
♡
۰

سازم قدم ز دیده و آیم بسوی تو

تا هر قدم بدیده کشم خاک کوی تو

۱

روی تو خوب و خوی تو بد، آه! چون کنم؟

ای کاش! همچو روی تو می بود خوی تو

۲

منما جمال خویش بهر کج نظر، که نیست

چشم بدان مناسب روی نکوی تو

۳

جان و دل آرزوی وصال تو کرده اند

من نیز کرده با دل و جان آرزوی تو

۴

چون من هلاک روی توام، رخ ز من متاب

بگذار تا: هلاک شوم پیش روی تو

۵

ای دل، ز دیده گریه شادی طمع مدار

کین آب رفته باز نیاید بجوی تو

۶

ساقی، مران ز مجلس خویشم، که خو گرفت

دستم بجام باده و چشمم بروی تو

۷

گفتی: کنم هلالی دیوانه را علاج

ای من غلام سلسله مشک بوی تو

۸

از لطف گفته ای که: هلالی غلام ماست

ای من غلام لطف چنین گفتگوی تو

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…