اثر ادبی

شمارهٔ ۳۵۳

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
♡
۰

بر سر راه تو بودم، که رسیدی ناگاه

جلوه‌ای کردی و آن جلوه مرا برد ز راه

۱

گر به سرحلقهٔ تسبیح ملک باز رسی

قدسیان نعره برآرند که: سبحان الله!

۲

گر به منزلگهِ وصلت نرسم معذورم

ره دراز است و مرا عمر به‌غایت کوتاه

۳

گریه‌ای کردم و از گریه دلم تسکین یافت

آه! اگر گریه نمی‌بود، چه می‌کردم؟ آه!

۴

صد شب هجر گذشت و مه من پیدا نیست

طرفه عمری! که به صد سال ندیدم یک ماه

۵

عمرها دولت وصلت به دعا خواسته‌ام

ما غلامان قدیمیم و به جان دولت‌خواه

۶

از سجودِ درِ او منع هلالی مکنید

که سر خویش نهادست به امید کلاه

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…