اثر ادبی

شمارهٔ ۳۶۰

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
♡
۰

کیست آن سرو روان؟ کز ناز دامن بر زده

جامه گلگون کرده و آتش بعالم در زده

۱

کرده هر شب ز آتش حسرت دل ما را کباب

با حریفان دگر تا صبح دم ساغر زده

۲

وصف قد نازکش، گر راست میپرسی ز من

سرو آزادیست کز باغ لطافت سر زده

۳

خواب چون آید؟ که شبها بر دل ما تا سحر

هر زمان زنجیر زلفش حلقه ای دیگر زده

۴

خط او بر برگ نسرین گرد مشک آمیخته

خال او بر صفحه گل نقطه از عنبر زده

۵

چشم خونریزش، که دارد هر طرف مژگان تیز

هست قصابی، که بر دور میان خنجر زده

۶

تلخم آید بر لب شیرین او نام رقیب

زانکه بهر کشتنم زهریست در شکر زده

۷

باد، گویا، بی گل رویش، چو من دیوانه شد

ورنه خود را از چه رو بر خاک و خاکستر زده؟

۸

تا هلالی کرد روی زرد خود فرش رهش

توسن او گاه جولان نعلها بر زر زده

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…