اثر ادبی

شمارهٔ ۳۶۶

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
♡
۰

به کجا روم ز دردت؟ چه دوا کنم؟ چه چاره؟

که هزار باره خون شد جگر هزار پاره

۱

منم و ز عشق دردی، که اگر به کوه گویم

به خدا که نرم گردد دل سختِ سنگ خاره

۲

به دو دیده کی توانم که رخ تو سیر بینم؟

دو هزار دیده خواهم که تو را کنم نظاره

۳

مه من، ز جمع خوبان به کسی تو را چه نسبت؟

تو زیاده‌ای ز ماه و دگران کم از ستاره

۴

ز برای کشتن من، چو بس است چشم شوخت

ز چه می‌کشند خنجر، مژه‌ها ز هر کناره؟

۵

چو غنیمت است خوبی به کرشمه جلوه‌ای کن

که به عالم جوانی نرسد کسی دوباره

۶

دل خسته هلالی، چو بسوختی حذر کن

که مباد از آتش او برسد به تو شراره

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…