۰
گر نیست جام گلگون، خوش نیست دور لاله
بی می چه نشأئه خیزد؟ از دیدن پیاله
۱
من نوح روزگارم، از گریه غرق توفان
کو همدمی که گویم درد هزار ساله؟
۲
تا کی بناز و شوخی لب را گزی بدندان؟
گل برگ نازکت را آزرده ساخت ژاله
۳
قتل رقیب خود را با من حواله کردی
از دست من چه آید؟ هم با خدا حواله!
۴
بر صفحه دل من ذکر می است و شاهد
عقد محبت آمد مضمون این پیاله
۵
غمدیده ای، که خواند شرح غم هلالی
از خون دیده خود رنگین کند رساله
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.