اثر ادبی

شمارهٔ ۳۶۹

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
♡
۰

تا چند بهر کشتن ما جور و کین همه؟

ما کشته میشویم، چه حاجت باین همه؟

۱

رحمی، که از جفای تو رفتند عاشقان

دل خسته و شکسته و اندوهگین همه

۲

تو قبله مرادی و خوبان ز انفعال

دارند پیش روی تو سر بر زمین همه

۳

یک بار هم بجانب ما بین، ز روی لطف

یکبارگی بسوی رقیبان مبین همه

۴

رخساره برفروز و بگشت چمن خرام

تا خاک ره شوند گل و یاسمین همه

۵

گر بگذری بناز، چو لیلی، بطرف دشت

مجنون شوند مردم صحرانشین همه

۶

چون در رهت هلالی سرگشته خاک شد

کردند ساکنان فلک آفرین همه

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…