اثر ادبی

شمارهٔ ۳۷۴

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
♡
۰

بی‌جهت با ما چرا آهنگ غوغا کرده‌ای؟

غالبا امروز قصد کشتن ما کرده‌ای

۱

گاه چون شیر و شکر، گاهی چو آب و آتشی

من نمی‌دانم چه خویست این که پیدا کرده‌ای!

۲

گر مسیحا مرده‌ای را زنده می‌کرد از دعا

تو به یک دشنام کار صد مسیحا کرده‌ای

۳

دیده جای تست، بنشین، از نظر غایب مشو

مردمی کن، چون میان مردمان جا کرده‌ای

۴

دوش می‌گفتم که: مهمان هلالی باش، گفت:

دیدن خورشید را در شب تمنا کرده‌ای

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…