۰
گفتی: بگو که: بنده فرمان کیستی؟
ما بنده توایم، تو سلطان کیستی؟
۱
جان میدهد ز بهر تو خلقی بهر طرف
آیا ازین میانه تو جانان کیستی؟
۲
ای گنج حسن، با تو چه حاجت بیان شوق؟
هم خود بگو که: در دل ویران کیستی؟
۳
می بینمت که: بر سر ناز و کرشمه ای
تا باز در کمین دل و جان کیستی؟
۴
ما از غمت هلاک و تو با غیر هم نفس
بنگر کجاست درد و تو درمان کیستی
۵
دور از رخ تو روز هلالی سیاه شد
تا خود تو آفتاب درخشان کیستی؟
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.