۰
چند پرسم خبر وصل و نیابم اثری؟
مگر این بخت به خوابست و ندارد خبری؟
۱
چند از دیده به رویت نگرم پیش رقیب؟
گوشهای خواهم و از روی فراغت نظری
۲
دیگران مانع انساند، خوش آن خلوت وصل
که همین ما و تو باشیم و نباشد دگری
۳
میوه عیش نخوردیم ز نخل قد تو
این چه عمریست که از عمر نخوردیم بری؟
۴
سحر از زلف تو بویی به من آورد نسیم
چه فرح بخش نسیمی، چه مبارک سحری!
۵
کوه پر سیم شد از ابر، بیا، تا بکشیم
ساغر لعل ز سر پنجه زرین کمری
۶
تلخ شد کام هلالی، به تمنای لبت
تا به کی زهر توان خورد، به یاد شکری؟
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.