اثر ادبی

شمارهٔ ۳۹۲

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
♡
۰

من بنده کمین و تو سلطان کشوری

روزی به چشم لطف برین بنده بنگری

۱

جان و دلست صورت و جسم لطیف تو

روح مجسمیّ و حیات مصوری

۲

گفتی: هلاک شو، که به سوی تو بنگرم

اینک هلاک می‌شوم، ای کاش بنگری!

۳

در هر گذر که باشم و بینی مرا ز دور

نزدیک من رسیّ و نبینیّ و بگذری

۴

یوسف به حُسن از همه خوبان نکوترست

اما عزیز من، تو ازان هم نکوتری

۵

ای دل، که پابکوی ملامت نهاده ای

باور مکن که: سر بسلامت برون بری

۶

داری نظر بحال همه از ره کرم

اما نظر بحال هلالی ستمگری

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…