اثر ادبی

شمارهٔ ۳۹۵

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
♡
۰

دلا، رفت آنکه: وصل دلستانی داشتم روزی

نشاید زنده بود اکنون که: جانی داشتم روزی

۱

ز من پرسید شرح قصه یعقوب و یوسف را

که پیر عشقم و عشق جوانی داشتم روزی

۲

ز جورت این زمان افسانه ای دارم، خوش آن حالت

که از لطف تو هر جا داستانی داشتم روزی

۳

خدا را، چاره ای کن، پیش ازان روزی که بعد از من

بصد افسوس گویی: ناتوانی داشتم روزی

۴

چه بر من طعنه بی خانمانی می زنی، ناصح؟

من بی خانمان هم خانمانی داشتم روزی

۵

دهن پر گفتگوی شوق و نتوان دم زدن با او

مرا، یارب، چه شد؟ من خود زبانی داشتم روزی

۶

هلالی، می رسد آهم بماه آسمان شبها

بیاد آنکه: ماه مهربانی داشتم روزی

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…