۰
شب فراق ز صبحم خبر چه میپرسی؟
چو روز من سیه است، از سحر چه میپرسی؟
۱
رسید جان به لب، ای یار مهربان، برخیز
گذشت کار ز پرسش، دگر چه میپرسی؟
۲
مپرس: کز غم هجران چه بر سر تو رسید؟
مرا که نیست سر، از دردسر چه میپرسی؟
۳
ز واقعات ره عشق جمله با خبرم
درین طریق ز من پرس هرچه میپرسی
۴
به کوی دوست، هلالی، ز راه کعبه مپرس
تو ساکن حرمی، از سفر چه میپرسی؟
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.