۰
دیده ام از تو بلایی که ندیدست کسی
بلکه زین گونه جفا هم نشنیدست کسی
۱
هر کسی محنت عشق تو کشیدست ولی
آنچه من از تو کشیدم نکشیدست کسی
۲
لذت چاشنی وصل تو من دانم و بس
که چو من زهر فراقت نچشیدست کسی
۳
در ره عشق ز منزلگه مقصود مپرس
کاین مقامیست که آنجا نرسیدست کسی
۴
پیش من شرح مکن عاشقی مجنون را
که چو من عاشق دیوانه ندیدست کسی
۵
طرفه باغیست گلستان جهان، لیک چه سود؟
که گل عشرت ازین باغ نچیدست کسی
۶
دل و جان داد هلالی و غم عشق خرید
گرچه غم را بدل و جان نخریدست کسی
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.