۰
تا کی بکنج صبر جگر خون کند کسی؟
امکان صبر نیست، دگر چون کند کسی؟
۱
جان را اگر بمهر تو از دل برون کند
از جان چگونه مهر تو بیرون کند کسی؟
۲
یارب، چه حالتست که روزی هزار بار
هر لحظه آرزوی تو افزون کند کسی؟
۳
خون می کنی، یکی بترحم نگاه کن
تا بهر یک نگاه تو صد خون کند کسی
۴
حیرانم از جنون هلالی و طعن خلق
یعنی: چرا ملامت مجنون کند کسی؟
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.