اثر ادبی

شمارهٔ ۳۹۹

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
♡
۰

چند از بلای هجر جگر خون کند کسی؟

عشقست و صد هزار بلا، چون کند کسی؟

۱

گر مشکلات قصه خود را بیان کنم

مشکل که یاد قصه مجنون کند کسی

۲

هرگز بدیده خواب نیاید شب فراق

گر صد فسانه گوید و افسون کند کسی

۳

با هر که هست، درد دلی عرض می کنم

باشد که چاره دل محزون کند کسی

۴

امشب که گرد کوی تو گشتن میسرست

شاید که ناز بر سر گردون کند کسی

۵

ناصح، مباش در پی تغییر حال ما

این نیست حالتی که دگرگون کند کسی

۶

صید همای وصل، هلالی، نه کار ماست

این کارها ز بخت همایون کند کسی

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…