اثر ادبی

شمارهٔ ۴۰۴

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
♡
۰

یار دور از صحبت اغیار بودی کاشکی!

گه گهی با عاشق خود یار بودی کاشکی!

۱

چون توان گفتن که: جورت کاش! بودی اندکی؟

اندکی بود این قدر، بسیار بودی کاشکی!

۲

ذره را فی الجمله قدری هست پیش آفتاب

قدر من پیشت همان مقدار بودی کاشکی!

۳

هر گل از روی تو یادم داد و آتش زد بدل

این همه گلها که دیدم خار بودی کاشکی!

۴

یار دوش آمد ببالین من و من بی خبر

بخت خواب آلود من بیدار بودی کاشکی!

۵

دی بدیواری فگندی سایه، من مردم ز رشک

قالب من خاک آن دیوار بودی کاشکی!

۶

رفتی و درد هلالی همچنان ناگفته ماند

عاشقان را قوت گفتار بودی کاشکی!

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…