اثر ادبی

شمارهٔ ۴۰۵

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
♡
۰

با تو از اول نبودی آشنایی کاشکی!

یا نبودی آخر این داغ جدایی کاشکی!

۱

دور از آن این شوکت شاهی چه کار آید مرا؟

دست دادی بر سر کویت گدایی کاشکی!

۲

حالیا، زین بخت بی سامان برآشفتن چه سود؟

هم از اول کردمی بخت آزمایی کاشکی!

۳

میروم، گفتی، رقیبا، چند روزی از درش

وه! چه نیکو میروی! هرگز نیایی کاشکی!

۴

ای که دل بردی و جان را در بلا بگذاشتی

چون ز ما دل برده ای، جان هم ربایی کاشکی!

۵

کار من از بی وفایی های خوبان مشکلست

خوبرویان را نبودی بی وفایی کاشکی!

۶

روزگاری شد که در هجرت هلالی بینواست

بگذرد این روزگار بی نوایی کاشکی!

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…