اثر ادبی

شمارهٔ ۴۰۷

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
♡
۰

اگر بلطف بخوانی وگر بجور برانی

تو پادشاهی و ما بنده توایم، تو دانی

۱

ترا، اگر چه نیاز کسی قبول نیفتد

من از جهان بتو نازم که نازنین جهانی

۲

بهر کسی که نشستی مرا بخاک نشاندی

دگر بکس منشین، تا بر آتشم ننشانی

۳

بهر کجا که رسیدم ز خوبی تو شنیدم

چو روی خوب تو دیدم هنوز بهتر از آنی

۴

بغیر جان دگری نیست در دل تنگم

امید هست که آن هم نماند و تو بمانی

۵

طریق مهر تو ورزم بهر صفت که توانم

تو نیز مرحمتی کن بآن قدر که توانی

۶

ز روی شوق هلالی هوای بزم تو دارد

درین هوس غزلی گفت، تا بلطف بخوانی

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…