اثر ادبی

شمارهٔ ۴۱۰

هلالی جغتایی•غزلیات•وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
♡
۰

ز روی ناز و حیا منعم از نیاز کنی

نیازمند توام، گر هزار ناز کنی

۱

گهی که جانب احباب چشم باز کنی

بهر نیاز که بینی هزار ناز کنی

۲

همیشه باز کنی چشم لطف سوی کسان

چو گویمت که: مکن، از ستیزه باز کنی

۳

ز پیش دیده ما گر نهان شدی چه عجب؟

فرشته خویی و از مردم احتراز کنی

۴

زمان وصل تو عمر منست، وه! چه شود

اگر نشینی و عمر مرا دراز کنی؟

۵

هزار سجده کنی، جان من، بآن نرسد

که بر جنازه مقتول خود نماز کنی

۶

دلا، زدی نفس گرم و آب شد جگرم

نعوذ بالله، اگر آه جان گداز کنی

۷

نیاز خویش، هلالی، بخلق عرضه مده

خوش آنکه روی بدرگاه بی نیاز کنی!

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…