۰
چه شد که جانب اهل وفا گذر نکنی؟
چه شد که ناگه اگر بگذری نظر نکنی؟
۱
رسید جان بلبم، چون زیم اگر نرسی؟
هلاک یک نظرم، چون کنم اگر نکنی؟
۲
چو ماه عید بسالی اگر شوی طالع
روی همان دم و با من شبی سحر نکنی
۳
ز باده بی خبرم ساختی و می ترسم
که چون روی بحریفان، مرا خبر نکنی
۴
شد از جفای تو ملک دلم خراب و هنوز
درین غمم که: ازین هم خراب تر نکنی
۵
جفا که با من دل خسته می کنی سهلست
غرض وفاست که با مردم دگر نکنی
۶
هلالی، این همه حیران چشم یار مشو
چه حالتست که هیچ از بلا حذر نکنی؟
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.